سه شنبه 13 فروردین ماه سال 1387 ساعت 08:38 AM
تقدیم به دوست شاعرم، سهراب سیرت
کنار عینک او را کمی که نم می زد
در ازدحام غزل های خود قدم می زد
و حرف نام ترا تا که در غزل می دید
چه سر به سر به سرش یاد محترم، می زد
و گرد نام ترا حلقه می کشید از عشق
و روی نام خودش را قلم، قلم می زد
کمی به نام تو می زد؛ کمی به نام خودش
شراب نام ترا خوب منسجم می زد
و صبح زود به هر شهر و جاده عابر شد
و جام آخر دیشب دلش به هم می زد
و حرف مضطربش را شبیه رگ هایش
به بیت آخر شعرش چه بد رقم می زد










