خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 08:34 AM

یک دو قلو تقدیم تان و هیچ....

 

پسر (١)

 

وقتی که ماه از سر دیشب عبور کرد

یک زن برهنه در بغل من ظهور کرد

ساعت ولی به خاطر من نیست چند بود

در فکر من  تجاوز لطفش خطور کرد

چشمان او که در صدد کشتن من است

دست مرا ز کتف او آهسته دور کرد

بعداً، برهنه رفت، و آرام پشت میز

دستی کشید موی خودش را که جور کرد

قلب مرا کشید، و مانند موی بند

بر موی خویش بست، و خود را دِکور کرد

 

پسر (٢)

 

وقتی که ماه از سر دیشب عبور کرد

قهر شما به هیئت دوزخ ظهور کرد

ساعت ولی به خاطر من نیست چند بود

در فکر تو  شکنجه و قتلم خطور کرد

قهر شما که در صدد کشتن من است

دست مرا ز کتف تو آهسته دور کرد

بعداً، گرفت جسم مرا قطعه قطعه کرد

پرتاب کرد پشته از کشته جور کرد

ترمیم... پس دو باره مرا قطعه، قطعه کرد

ترمیم تا... به شهر مرا برده گور کرد

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo