غزل

سلام به همه دوستان نهایت گرامی. این هم یک غزل تازه با یک دو بیتی.

  

خانم سلام! گرم و گرامی و شاد باش

پیوسته در هوای همین اتحاد باش

با یک علیک چشم براهیی ما ببند

بر چشم های خسته ی ما اعتماد باش

گاهی بیا و یک دو دقیقه کنار من

بر شعر نا مرتّب دیشب سواد باش

بی تو به قافیه چقدر خط کشیده ام

بنشین و در ردیف غزل امتداد باش

پیوسته در میان غزل های من برقص

پیوسته عشق را و غزل را نماد باش

رفتی چقدر فلسفه ی عشق کشته شد

گفتی: برو به فلسفه بی اعتقاد باش

***                      

هرگز به فکر بسته ی مضمون من مشو

اصلاً برو و مطرح یک بحث حاد باش

 

...و این هم یک نیمچه دو بیتی.

 

و شاعر می رود پای پیاده!

نوشته نام خود را روی جاده

که شاید اشتهار مرگ عاشق

بسازد روضه از گل های ساده