برای اینکه در جاده های خاطرات تان از بی هیچی نمرده باشم:
(٠.٥) و (٠) و (١)
(٠.٥)
سر بام دلم افتو نمی شه
دل دختر براییم او نمی شه
دو سه سال اس که سرما خورده عشقم
نمی دانم چرا پیتو نمی شه
(۰)
یک جفت چشم، باز مرا انتحار کرد
بعداً، قشنگ چشم شما را شکار کرد
از راه چشم هر که او را دید کشته شد
خندید؛ قتل عام شما را شمار کرد
او رفت بی مقدّمه در هر رسانه ی
تشکیل گور دسته ی را انتشار کرد
او رفت بی مبالغه گوش و کنار شهر
یک گل به گور ما و شما هم نثار کرد
وقتی به شهر ما و شما هیچ کس نماند
جایی کنار شهر خدا اختیار کرد